نشان مرکز اشاعه‌ایمان
آرم جمهوری اسلامی
نسخه آزمایشی

جامعیت قرآن و تقریرهای متفاوت از آن

حضرت محمد (ص) خاتم الانبیا

 

درآمد

با اعلان خاتمیت، انتظار بشر برای ورود پیامبر / پیامبران جدید به عرصه حیات جمعی و جاری بشر و نوشیدن وحی و نوگفتارهای آسمانی و هم‌­نشینی و هم‌سخنی با کتابی دیگر که به رنگ عرش زینت و وزانت یافته باشد، برای همیشه پایان پذیرفت. این اعلان از یک سو آدمی را بر کرسی خرسندی و ابتهاج نشاند که عقل آدمیان چندان از آبشخور وحی سیراب شده که اینک می­‌تواند با مدد جستن از آن، راهی به رهایی بجوید و خِرد خویش را در اوج و شکوفایی بیابد و دیگر چون کودک خُرد دیروزی نیست که هر آن حاجت‌مند پیامی نو و پیام‌آوری نوین باشد. از دیگر سو این اعلان، آدمی را متوجه تعمق بی­‌مانند بر آخرین متن و میراث آسمانی گردانید و این پرسش را فرا روی او نهاد که این گنجینه از چه ظرفیت و معانی بلند و تودرتویی برخوردار است که می­‌تواند جاوادانه و برای همیشه پاسخ­گوی نیازهای نوشَوَنده انسان باشد.

آیین و کتابی که با دعوای جاودانگی نزول می­‌یابد، هم باید جامع باشد و هم جهانی؛ و گرنه سخن گفتن از جاودانگی آن تهی از معنا خواهد بود. جهانی بودن کتاب، فراگیری مخاطبان آن را نشان می­‌دهد و جامعیت آن شمول‌پذیری قلمروها را برمی‌نمایاند. آنچه که این نوشتار در پی تبیین آن است، کندوکاو در باب چگونگی جامعیت قرآن و تلقّی‌­های متفاوت از آن است. آیا با ادعای جامعیت قرآن، از دستاویزی به علوم و دانش‌­های بشری بی­‌نیازیم و قرآن خود دربردارنده تمام دانش­‌هاست؟ یا آنکه قرآن از منظر نقل در پیوندی خجسته با خرد و عقل آدمی می­‌تواند پاسخ­گوی پرسش‌­های دائمی او باشد؟ و یا آنکه قرآن کتاب هدایت است و در حوزه هدایت از جامعیت بهره‌مند است و الا پرداختن به رَطب و یابس زندگی بشر و ریز و درشت همه احتیاجات سیّال و روزآمد او، نه در شأن کتاب خداست و نه چنین آرزوی خامی برآمدنی و تحقق‌یافتنی است؟ با این مقدمه، تقریرهای متفاوت از جامعیت قرآن را از نظر می­‌گذرانیم:

 

۱. قران حاوی همه علوم و دانش­‌ها

این دیدگاه از صدر اسلام تاکنون طرفداران بسیاری داشته است. از ابن‌مسعود نقل شده که می‌گوید: «من اراد العلم فلیثوّر القرآن فان فیه علم الاولین و الاخرین»[۱]؛ کسی که دانش اولین و آخرین را می­‌خواهد در قرآن کندوکاو کند».

ابوحامد غزالی می­‌نویسد: «القرآن هو البحر المحیط و منه یتشعب علم الاولین و الاخرین کما یتشعب عن سواحل البحر المحیط انهارها و جداولها… .»[۲] او از کسانی است که در شرح و بسط این دیدگاه تلاش فراوانی نموده است.[۳] بدر الدین زرکشی ، فخر رازی[۴]، جلال الدین سیوطی[۵] و صدر المتألهین[۶] نیز در آثار خود همین دیدگاه را برگزیده‌­اند.

طنطاوی جوهری از نویسندگان معاصر مصر، می­‌گوید: «آنچه از آیات مربوط به علوم در قرآن آمده، بیش از هفتصد و پنجاه آیه است.»[۷] این سخن و سخنانی از این دست، گویای این فرض می‌باشد که قرآن مشتمل بر همه علوم اعم از دینی و غیر دینی است و آنچه از علوم که تاکنون به صید بشر نیامده در قرآن موجود است؛ اما این فرض با دو مشکل اساسی روبرو است:

اولاً، نشان دادن آیات قرآن بر هر یک از علوم مورد ادعا در قرآن، غیرممکن است.

ثانیاً: انتساب چنین دیدگاهی به قرآن، مستلزم تأویل­‌های ناروا در آیات است که به تحمیل­ رأی بر قرآن منجر می­‌شود.[۸]

 

۲. جامعیت تام قرآن در ظاهر و باطن

این دیدگاه، گستره جامعیت قرآن کریم را بیش از احکام الهی، در امور مربوط به هدایت می­‌داند.

برای تبیین این دیدگاه، توجه به نکات زیر ضروری است:

۱. قرآن تصریح دارد که همه چیز را بیان فرموده است،[۹] در حالی که ظاهر قرآن تمام امور هدایتی و دینی را بیان نمی­‌کند تا چه رسد به تفصیل­ همه چیز. مثلاً تعداد رکعت­‌های نماز واجب که ستون دین است، با دلالت ظاهری آیات بیان نشده است. بنابراین، مقصود از «جامع تمام امور» در آیات و روایات، ظاهر و باطن قرآن کریم است.

۲. قرآن نازل شده، صاحب بطن است و فهم کامل آن به معصومان اختصاص دارد.

برخی روایات تصریح می­‌کنند که فهم تمام ظاهر و باطن قرآن ویژه معصومین -علیهم‌السلام- است.

امام صادق -علیه‌السلام- می­‌فرماید:

 

«مَا یَسْتَطِیعُ أَحَدٌ أَنْ یَدّعِیَ أَنّ عِنْدَهُ جَمِیعَ الْقُرْآنِ کُلّهِ ظَاهِرِهِ وَ بَاطِنِهِ غَیْرُ الْأَوْصِیَاءِ»[۱۰]

«کسی غیر از اوصیاء نمی­‌تواند مدعی شود که تمام ظاهر و باطن قرآن را با هم فهمیده است.»

 

در آیه شریفه «وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ»[۱۱] طبق قواعد عربی، باید الکتاب بی‌فاصله بعد از فعل نزّلنا بیاید؛ چون مفعول‌به و مقدم بر جار و مجرور است، حال آنکه جار و مجرور یعنی علیک بر آن مقدم شده است که حاکی از نکته­‌ای است که قرآن کریم تنها برای پیامبر -صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم- و به تبع آن حضرت، برای اهل بیت -علیهم‌السلام- بیانگر همه چیز است و تنها آن پاکان تمام قرآن را می­‌فهمند.

 

مخاطبان حقیقی قرآن

 

در روایات نیز آمده است:

 

«انَّما یعرف القرآن من خوطِبَ بِه»[۱۲]

«حقیقت قرآن را کسی می­‌فهمد که مخاطب آن است.»

 

۳. جریان داشتن ولایت الهی در همه حوزه‌­های زندگی

در این نگاه، دین ابزار جریان ولایت الهی است و جامعیت دین، یعنی جریان آن در تمامی حوزه­‌های حیات بشری. به عبارت دیگر یعنی حوزه­‌های فردی، اجتماعی و تاریخی باید تحت سرپرستی خداوند از طریق پیامبر -صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم- و همراهی کتاب و اهل بیت -علیهم‌السلام- قرار گیرد، به طوری که حضور جامع دین در بیان باورها، ارزش­ها و رفتارها جاری گردد. در این نگاه، عقل به انزوا و تعطیلی کشیده نمی­‌شود، بلکه در ظلّ و سایه وحی، قواعد حجیّت ولایت را نسبت به حوزه­‌های مختلف به دست می­‌دهد. در این نگاه معشیت این دنیا از سعادت جدا نیست؛ زیرا معشیت بدون سرپرستی وحی، در جهت هواپرستی و ابتهاج مادی و ولایت شیطان قرار می­‌گیرد و بستر تقرب و سعادت و عبودیت انسان نمی­‌گردد؛

۱. تقریرهای مذکور از جامعیت حداکثری، نه تنها با همدیگر تنافی نداشته، بلکه همدیگر را کامل می­‌کنند. ۲. برخی از دیدگاه­ها به طور مستقیم جامعیت دین را ترسیم کرده­‌اند که قدر متیقن از منابع جامعیت دین، قرآن کریم است. ۳. برخی با روش نقلی و عقلی و برخی با روش عقلی و برخی با روش عرفانی ترسیم جامعیت قرآن پرداخته­‌اند. بنابراین، قرآن دارای جامعیّت حداکثری است که آیات و روایات و دیدگاه اندیشمندان مسلمان بر آن دلالت دارد.

زیرا منصب ولایت تاریخی و اجتماعی، یا بستر جریان ربوبیّت الهی یا بستر طغیان است، چون در تاریخ همواره دو منصب وجود دارد: یکی ولایت طاغوت و دیگری ولایت انبیاء، اوصیا و اولیاء. مدیریت طاغوت بر کسانی حاکم می­‌شود که عصیان‌گرند و در مقابل ربوبیّت حق، سرکشی می­‌کنند. مدیریت ملکوتی نیز بر کسانی حاکم می­‌شود که تسلیم ربوبیّت الهی هستند و این منصب هم تعطیل‌پذیر نیست.[۱۳] یعنی نمی­‌شود تجویز کرد که انسان در بخشی از زندگی خود در پی قرب خدای متعال نباشد.

 

۱. جامعیت در پرتو عقل و نقل

این دیدگاه عقل را در کنار نقل به عنوان منبع معتبری برای تکوین معرفت بشر نسبت به دین می­‌داند و بر این باور است که عقل در برابر نقل است نه در برابر دین. اگر نقل معتبر «ما انزل الله» (یعنی آن‌چه از طرف خدا نازل شده است) است ، عقل برهانی نیز «ما الهمه الله» (یعنی آن‌چه از طرف خدا به من الهام شده است) است  و هر دو منبع معرفت دینی هستند.[۱۴] مراد از عقل، خصوص عقل تجریدی محض که در فلسفه و کلام و براهین نظری خود را نشان می­‌دهد نیست؛ بلکه گستره آن را که در علوم تجربی و انسانی ظهور می­‌یابد و عقل نیمه تجریدی را که عهده­‌دار ریاضیات است و عقل ناب را که از عهده عرفان نظری برمی­‌آید نیز، دربرمی­‌گیرد.[۱۵]

پس قرآن به تنهایی، تمام اسلام نیست؛ مگر نزد کسانی که «حسبنا کتاب الله»[۱۶] را معتقدند، چنان­که روایات نیز تمام اسلام نیستند؛ بلکه ثقل اصغرند. مجموع روایات و قرآن و عقل می­‌توانند معرّف احکام اسلام بوده و حجت شرعی در باب فهم دین را به دست دهند.[۱۷] این تبیین از جایگاه عقل ثمرات مختلفی در پی دارد که یکی از ثمرات این همتایی عقل و نقل، صحت انتساب هر دو به شرع است.[۱۸]

 

۲. جامعیت در پرتو بعثت پیامبرانعلیهم‌السلام-

مفسران مسلمان با تکیه بر مبانی گوناگون، روش­‌ها و رویکردهای مختلف، سه تصویر مهم در تحلیل هدف بعثت انبیا مطرح کرده­‌اند: تصویری دنیاگرایانه، تصویری آخرت‌گرایانه و تصویری جامع از دنیا و آخرت.

دیدگاه جامع‌نگر در تفسیر جهت‌گیری انبیاء، بر این باور است که تعالیم پیامبران همه شئون حیات بشر، اعم از زندگی دنیوی و اخروی را شامل است و پیامبر -صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم- به دلیل خاتمیت، پیامی جامع و کامل برای بشر آورده است. اندیشمندانی از قبیل ابن میثم بحرانی[۱۹]، علامه طباطبایی[۲۰] و امام خمینی -رحمه‌الله‌تعالی‌علیه-[۲۱] بر این دیدگاه تاکید کرده­‌اند. از نظر متفکران جامع‌نگر آنچه مورد خطاب وحی و نبوت قرار می­‌گیرد حیات آدمی است. برای این­که بدانیم پیامبران چه پیامی دارند، باید بدانیم آنها به چه کسانی پیام فرستاده­‌اند. بنابراین متعلق خطاب پیامبران، حیات آدمی است (صغری). حیات آدمی علی­‌رغم گوناگونی و تنوع حیرت‌انگیز آن تجزیه‌پذیر نیست (کبری). بنابراین، پیام دعوت انبیا ناظر به بخشی از حیات آدمی و غافل از بخش دیگر آن نیست. کسانی که در تفسیر جهت‌گیری دعوت انبیا انحصارگرایانه سخن گفته­‌اند، در واقع حقیقت واحد حیات آدمی را تجزیه کرده­‌اند.[۲۲]

 

۳. جامعیت قرآن یعنی جامع اسما و صفات الهی

 

اسماء و صفات الهی

 

این دیدگاه معتقد است قرآن، جامع اسما و صفات الهی است. این نگرش عرفانی به قرآن، از پشتوانه روایی هم برخوردار است. امام امیر المومنین -علیه‌السلام- می­‌فرماید:

 

«فَتَجَلَّی لَهُم سَبحاَنَ فی کِتَاِبِ مِن غَیر أَن یَکُونُوا رَأَوهُ»[۲۳]

«خداوند برای آنان در کتابش تجلی کرده است بدون این که آنان او را ببینند.»

 

این تقریر از زبان امام خمینی -رحمه‌الله‌تعالی‌علیه- این­‌گونه گزارش می­‌شود که ضمن نقد و ناکافی دانستن تفاسیر تک بعدی[۲۴] و نقد جمود بر ظواهر قرآن و عدم ورود به باطن و ژرفای آن[۲۵] و عدم توجه به مقصد کتاب الهی که همان هدایت مردم است.[۲۶] توجه به ماهیت قرآن یعنی نزول آن از عالم غیب الهی و قرب ربوبی[۲۷] را ضروری می­‌داند و می­‌نویسد: «مطلب دوم در اشاره به آن نکته که فرمود أنا به صیغه جمع و انزلنا به صیغه جمع. بدان که نکته آن تفخیم مقام حق‌تعالی به مبدئیّت تنزیل این کتاب شرفی است و شاید این جمعیت اسمائیه باشد و اشاره به آن باشد که حق‌تعالی به جمیع شئون حق اسمائیه و صفاتیه، مبدا برای این کتاب شریف است. از این جهت این کتاب شریف صورت احادیث جمیع اسماء و صفات و معرف مقام مقدس حق به تمام شئون و تجلّیات است. به عبارت دیگر این صحیفه نورانیه صورت اسم اعظم است، چنانچه انسان کامل نیز صورت اسم اعظم است، بلکه حقیقت این دو در حضرت غیب یکی است… .»[۲۸]

البته امام در مکتوبات دیگر شاهد به دلیل جلوگیری از سوء برداشت، جلوه­‌های دیگر از جامعیت این کتاب الهی را این گونه ترسیم می­‌کند: «قرآن در عین حال که یک کتاب معنوی، عرفانی و آن‌طوری است که به دست ماها، به خیال ماها به خیال جبرئیل امین هم نمی­‌رسد، در عین حال یک کتابی است که تهذیب اخلاق می­‌کند و استدلال و حکومت هم می­‌کند… .»[۲۹]

«مصالح سیاسی، کشورداری و همه چیز در آن است.»[۳۰] «مشتمل بر تمام معارف.. و تمام مایحتاج بشر است».[۳۱]

 

تجلی خداوند بر قرآن

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

  • تقریرهای مذکور از جامعیت حداکثری، نه تنها با همدیگر تنافی نداشته، بلکه همدیگر را کامل می­‌کنند.
  • برخی از دیدگاه­‌ها به طور مستقیم به جامعیت قرآن پرداخته و برخی جامعیت دین را ترسیم کرده­‌اند که قدر متقن از منابع جامعیت دین، قرآن کریم است.
  • برخی با روش نقلی و عقلی و برخی با روش عقلی و برخی با روش عرفانی به ترسیم جامعیت قرآن پرداخته­‌اند.

بنابراین، قرآن دارای جامعیت حداکثری است که آیات و روایات و دیدگاه اندیشمندان مسلمان بر آن دلالت دارد. البته این جامعیت دارای مراتب است. غیر معصومان توانایی فهم مراتبی از آن را دارند، خصوصاً در مرحله ظواهر و مرتبه کامل آن، یعنی فهم کامل ظواهر و بطون قرآن ویژه معصومان -علیهم السلام- است.

 

منبع


 نشریه معارف / ش ۱۰۸ / فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۴.

 

پی‌نوشت


 [۱]– بدر الدین الزرکشی ، البرهان فی العلوم القرآن، ج ۱ ص ۵۳۶.

[۲] – ابوحام غزالی، جواهر قرآن، ص ۱-۲۸.

[۳] – همان، احیا علوم الدین ج ۱، ص ۳۸۳-۳۸۴.

[۴] – فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج ۱۷، ص ۹۶ و ج ۲ و ص ۱۳.

[۵] – جلال الدین سیوطی، الاتقان فی العلوم القرآن ج ۲ ص ۱۶۴.

[۶] – صدر الدین شیرازی، الجواهر فی تفسیر القران الکریم ج ۱ ص ۳.

[۷] – جوهری طنطاوی، الجواهر فی تفسیر القرآن کریم ج ۱ ص ۳.

[۸]– ابراهیم کلانتتری قرآن و چگونگی پاسخ گوی به نیازهای زمان ص ۴۵و ۷۳-۷۵.

[۹] – یوسف / ۱۱۱، و نحل / ۸۹.

[۱۰]– محمند بن یعقوب الکلینی، اصول کافی ج ۱، کتاب الححجه، باب انه لم یجمع القرآن کله الا اوصیا، ح ۲.

[۱۱] – نحل / ۸۹.

[۱۲]– محمد باقر مجلسی، بحار الانوار ج ۴۶، ص ۳۴۹.

[۱۳]– سید محمد مهدی میر باقری، مبانی و پیش فرض­های حکومت دینی و ولایت فقیه، ص ۶۰.

[۱۴]– عبدالله جوادی آملی، منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص ۱۳.

[۱۵]– همان، ص ۲۵.

[۱۶]– محمد باقر مجلسی بحار الانوار ج ۲۲ ص ۴۷۳.

[۱۷]– عبداله جوادی آملی، پیشین ۷۳.

[۱۸]– همان، ص ۱۷۷.

[۱۹]– ابن میثم بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام ص ۱۲۲.

[۲۰]– سید محمد حسین طباطبایی، المیزان ج ۲ ص ۲۹.

[۲۱]– سید روح الله خمینی، وصیت نامه سیاسی الهی، بند ب و صحیفه نور ج ۱۸ص ۱۸۸.

[۲۲]– احد اقر ملکی، مبانی جهت گیری دعوت انبیا، ص ۱۱۴.

[۲۳]– نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷.

[۲۴]– صحیفه نور ج ۱ ص ۲۳۵.

[۲۵]– سید روح الله خمینی شرح دعای سحر ص ۹۵.

[۲۶]– آداب الصلاه ص ۱۹۴.

[۲۷]– همان ص ۶۶.

[۲۸]– همان، ۱۲۰.

[۲۹]– صحیفه نور ج ۱۷ ص ۲۵۲.

[۳۰]– همان ج ۱۸ ص ۲۷۵.

[۳۱]– همان ج ۱۷ ص ۲۵۲.

نویسنده : حکیم(مدیرپایگاه) تاریخ ارسال : خرداد ۳۱, ۱۳۹۴ برچست ها: : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : 984 بازدید

چاپ