نشان مرکز اشاعه‌ایمان
آرم جمهوری اسلامی
نسخه آزمایشی

رابطه ایمان و عمل از نظر آیت الله مصباح یزدی

 

آیت الله مصباح یزدی

 

پس از پى‌بردن به مفهوم ایمان و شناخت متعلّقات آن، ضرورت دارد که با رابطه ایمان و عمل نیز آشنا شویم؛ اما قبل از آن مرورى خواهیم داشت بر مفهوم عمل و نیز مشخص مى‌کنیم که کدام یک از آن دو اصالت دارند.
عمل گاه تنها بر رفتار خارجى ـ که تصرف در اشیاء و بدن است ـ اطلاق مى‌شود؛ مثل نشستن، برخاستن، خوردن و از این قبیل رفتارها . گاهى از آن معناى وسیع‌ترى ارائه مى‌شود که شامل فعالیت‌هاى ذهنى و قلبى نیز مى‌شود؛ مثلاً تفکر و مشاهده کردن را هم شامل مى‌شود. گاهى تا آنجا در گستره و معناى عمل توسعه داده مى‌شود که شامل گرایش‌ها و توجّهات قلبى و از جمله ایمان هم شده است. اما اصطلاح عرفى عمل تنها شامل رفتار است و شامل فکر کردن و نیز تسلیم و توجه قلبى نمى‌شود. حتّى در نگرش عرف، سخن گفتن نیز عمل نیست، از این جهت گفته مى‌شود: قول و عمل و بر سخن گفتن عمل اطلاق نمى‌شود. بر این اساس، هم‌آهنگى و یا عدم هم‌آهنگى بین گفتار و کردار به عنوان یک بحث ارزشى مورد توجه است.
بنابراین، ایمان که نوعى معرفت همراه با تسلیم قلبى در برابر خداوند است از عمل متفاوت و متمایز است و حتّى عمل جزء و مقوّم آن نیز به شمار نمى‌آید. چه این‌که قرآن نیز تمایز آن دو را تأیید مى‌کند و بررسى آیاتى که در آن‌ها واژه‌ی عمل مستقلاً در کنار واژه‌ی ایمان آمده مبیّن تفاوت و مغایرت مفهومى آن دو است. البته باید توجه داشت که خارج بودن عمل از ماهیّت ایمان به معناى بى‌اهمیّت بودن عمل نیست، بلکه در جاى جاى قرآن دعوت به عمل‌صالح شده و نقش عمل تا آنجاست که مى‌توان آن را ثمره‌ی ایمان شمرد:

 
«فَلاَ وَ رَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُوا فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً؛ » ( نساء / ۶۵ )
«به پروردگارت سوگند که آن‌ها مؤمن نخواهند بود، مگر این‌که در اختلافات خود تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود، احساس ناراحتى نکنند و کاملا تسلیم باشند.»

 
تمایز مفهوم ایمان با عمل روشن شد، باید مشخص شود که اصالت با ایمان است و یا عمل؟ آیا ایمان اصل و ملاک و محور سعادت انسان است و یا عمل؟ چنان که پیش از این بیان کردیم، سیر الى‌ اللّه و تقرّب به خداوند توسّط قلب انجام مى‌شود و بدن به عنوان یک موجود جسمانى، سیرى معنوى به سوى اللّه ندارد و سیر آن مکانى است. پس با توجه به این‌که سیر الى اللّه اصالتاً از قلب است، آنچه مستقیماً به قلب مربوط مى‌شود اصالت دارد و شکى نیست که ایمان رابطه مستقیم با قلب دارد، نه عمل خارجى؛ آنچه به خداوند مى‌رسد روح عمل است، نه شکل ظاهرى آن. پس اگر کارى هر چند بزرگ براى غیر خداوند انجام شود، ارزش ندارد. با توجه به اصالت داشتن ایمان، در برخى از روایات آمده است که اگر ایمان انسان تا دم مرگ باقى بماند، او اهل سعادت خواهد بود؛ گرچه گناهان فراوانى مرتکب شده باشد. البته اگر در دنیا همّت کند به تدارک و جبران گناهان خود و استغفار کند، بخشوده مى‌شود، والاّ در برزخ کیفر گناهان خود را تحمّل مى‌کند؛ ولى در نهایت به پاس ایمانى که دارد اهل سعادت و بهشت مى‌شود.

 

قلب در نقشه ی انسان در قرآن

دلیل دیگر اصالت داشتن ایمان این است که از دیدگاه اسلام، هر عملى در سایه‌ی ایمان به خدا ارزش دارد و کارى ارزش‌مند است که ناشى از نیّت الهى باشد و چنین نیّتى که ارتباط با خدا را محقق می‌کند، از کسانى سر مى‌زند که براى خداوند و یا ترس از عذاب و یا امید به پاداش وى کارى را انجام دهند. پس حتماً باید ایمان به خدا و روز جزا داشته باشند، زیرا تا کسى ایمان به خداوند نداشته باشد، نمى‌تواند کارى را براى او انجام دهد؛ و تا ایمان به قیامت نداشته باشد که روز حساب و پاداش و کیفر است، نمى‌تواند براى امید به پاداش خداوند و یا ترس از عذاب وى کارى انجام دهد.
اکنون لزوم ارتباط و نحوه‌ی ارتباط ایمان با عمل نیز روشن و مشخص شد همان طور که بین ایمان و علم ارتباط ضرورى و تنگاتنگى وجود دارد، بین ایمان و عمل نیز ارتباط ضرورى وجود دارد؛ با این تفاوت که علم بخشى از ایمان و مقوّم آن است؛ یعنى تا چیزى متعلَّق معرفت و علم قرار نگیرد، ایمان به آن معنایى ندارد و پس از معرفت و علم انسان مختار است که ایمان بیاورد و یا نیارود. اما عمل مقوّم ایمان نیست، بلکه ایمان مقتضى عمل است و عین آن نیست و در واقع عمل از لوازم خارجى و مکمّل ایمان است و ریشه و جهت بخشنده به آن است و صلاح و شایستگى و حسن فاعلى فعل، بستگى به ایمان دارد. اگر عملى از ایمان به خداوند سرچشمه نگیرد، در سعادت حقیقى انسان تأثیر نخواهد داشت؛ گرچه کردارى نیکو باشد و منافع زیادى در دنیا براى خودش یا دیگران داشته باشد.

 

عمل بدون ایمان

عمل بدون ایمان به مثابه سراب در بیابان

 

«وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ کَسَرَاب بِقِیعَه یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ…؛» ( نور/ ۳۹ )
«کسانى که کفر ورزیدند، اعمالشان چون سرابى است در بیابانى هموار که تشنه آن را آب پندارد تا چون بدان جا رسد چیزى نیابد و خداى را نزد آن یابد که حساب (کیفر) او را تمام بدهد.»

 

 

«مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَاد اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِى یَوْم عَاصِف لاَ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلى شَىْء…؛» (ابراهیم / ۱۸ )
«داستان اعمال کسانى که به پروردگارشان کفر ورزیدند داستان خاکسترى است که بادى سخت در روزى طوفانى بر آن بوزد، که بر هیچ چیزى از آنچه کرده‌اند دست نتوانند یافت.»

 
 «وَ قَدِمْنَا إِلى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَل فَجَعَلْنَاهُ هَبَآءً مَنْثُوراً؛ »  (فرقان / ۲۳ )
«و به کارهایى که کردند پردازیم و آن را (همچون) گردى پراکنده کنیم.»

 


منبع:
کتاب به سوی خود سازی از آیت الله مصباح یزدی فصل دهم ص ۳۲۱ إلی ۳۲۳.

نویسنده : حکیم(مدیرپایگاه) تاریخ ارسال : تیر ۲۱, ۱۳۹۳ برچست ها: : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : 1644 بازدید

چاپ