نشان مرکز اشاعه‌ایمان
آرم جمهوری اسلامی
نسخه آزمایشی

معنای لغوی و اصطلاحی ایمان و متعلقات ایمان

 

پلت متعلقات ایمان

 

معنای لغوی ایمان

واژه ایمان از ریشه «أمن» به معنای آرامش، اطمینان قلب و نبود ترس است.

فعل ثلاثی مزید آن «آمَنَ» ، «یُؤمِنُ» است، که اگر متعدی به «باء» و «لام» باشد مثل:

 
«وَما أَنْتَ بِمؤمن لَنا» (یوسف / ۱۷۲)

 
«أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُم» (بقره / ۷۵)

 
به اتفاق اهل لغت به معنای تصدیق کردن است. و اگر متعدی به ذات خود باشد به معنای اطمینان پیدا کردن است که در برابر ترسیدن و هراسان کردن است و در این صورت با ثلاثی مجرد هم معنا است. (۱)

 

 معنای اصطلاحی ایمان:

در روایات و کلمات فقها ایمان به دو معنای عامّ و خاصّ به کار رفته است.
معنای عامّ آن عبارت است از تصدیق قلبی به تمامی آنچه پیامبر خاتم – صلی علی محمد و آل محمد – آورده است و معنای خاصّ آن علاوه بر معنای عام، اعتقاد به امامت و ولایت ائمه دوازده گانه – علیهم السلام -است. در این اصطلاح تمامی شیعیان معتقد دوازده امامی مؤمن هستند.( ۲)
البته می‌توان به نوعی معنای عام و خاص را یکی دانست؛ یعنی ایمان به «آنچه پیامبر آورده» در هر زمان مصادیق خود را دارد، مثلا تا قبل از تشریع نماز و روزه، اعتقاد به آن‌ها شرط ایمان و اسلام نبود ولی پس از تشریع آن‌ها، اعتقاد به تشریع آن‌ها جزء ایمان شد، و لذا پس از ابلاغ امر جانشینی حضرت علی -علیه السلام- و فرزندان معصومشان از طرف خداوند و توسط پیامبر، اعتقاد به آن نیز جزء «آنچه پیامبر آورده» شد.
فقها از ایمان به معنای خاصّ در باب‌های بسیاری مانند اجتهاد و تقلید، طهارت، نماز، زکات، خمس، روزه، اعتکاف، حج، وقف، نذر، قضاء و شهادات بحث کرده‌اند.
ایمان به معنای خاصّ یکی از فرائض و واجبات، بلکه اصل و ستون آن‌هاست و شرط صحّت و قبولی تمامی عبادت‌ها است. بر شرط بودن ایمان در صحّت عبادات، و بطلان عبادات فاقد ایمان، ادّعای اجماع شده است. ایمان در مرجع تقلید، امام جماعت، مستحقّ زکات و خمس، قاضی، شاهد و تقسیم کننده اموال که از جانب حاکم شرع نصب شده، شرط است. بسیاری از فقیهان در مؤذّن جماعت و نائب در حج نیز تصریح به شرط بودن ایمان کرده‌اند.
لازم به ذکر است معنای اصطلاحی ایمان از دیدگاه هرکدام از حکما، متکلمان، فلاسفه و عرفا متفاوت است.

 

 تعریف ایمان از نظر شهید مطهری

گرایش‌های معنوی و والای بشر، زاده‌ی ایمان و اعتقاد و دلبستگی‌های او به بعضی حقایق در این جهان است که آن حقایق، هم ماورای فردی است، عام و شامل است، و هم ماورای مادی است، یعنی از نوع نفع و سود نیست این‌گونه ایمان‌ها و دلبستگی‌ها، مولود برخی جهان‌بینی ها و جهان‌شناسی‌ها است که یا از طرف پیامبران الهی به بشر عرضه شده است و یا برخی فلاسفه خواسته‌اند نوعی تفکر عرضه کنند که ایمان‌زا و آرمان‌خیز باشد. به هر حال گرایش‌های والا و معنوی و فوق حیوانی انسان آن‌گاه که پایه و زیربنای اعتقادی و فکری پیدا کند نام « ایمان » به خود می‌گیرد.

 

ایمان از منظر شهید مطهری

 

متعلّقات ایمان:

البته از دیگر مسائل مهم در ایمان، مبحث «متَعَلَّقات ایمان» که متأسفانه به آنها توجه کمتری شده است. در قرآن ایمان به این حقایق تعلّق می‌گیرد:

 

ایمان به خدا:

 

ایمان به خدا

 

در بسیارى از آیات، با تعابیر گوناگون، ایمان به الله ذکر شده است. بنابراین، قطعاً «الله» از متعلّقات ایمان، بلکه از نظر رتبه و درجه والاترین و مهم‌ترین متعلّق ایمان است که بدون اعتقاد به او، ایمان وجود ندارد. در بسیارى از آیات، ایمان به اللّه همراه با ایمان به آخرت و رسالت و سایر متعلّقات ایمان ذکر شده است و در بعضی موارد مطلق و به تنهایى آمده، از جمله آیه‌ی:

 
«وَ مَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یَعْمَلْ صَالِحاً یُدْخِلْهُ جَنَّات تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ… ؛» (طلاق/ ۱۱)
«و هر کس به خدا ایمان آورد و کار شایسته کند، او را به بهشت هایى ببرد که از زیر آن‌ها جوى‌ها روان است.»

 

ایمان به غیب:

 

ایمان به غیب

 

در قرآن حدود شصت بار واژه‌ی غیب به کار رفته است که در تقابل با عالم شهادت و به معناى اَخبار و امور نهان است که خداوند از آن‌ها آگاه است و مستقیماً با انسان ارتباطى ندارد. در قرآن تنها در یک آیه غیب به عنوان متعلّق ایمان ذکر شده (گرچه در سراسر قرآن فراوان ایمان به مصادیق غیب، از قبیل اللّه و ملائکه ذکر شده) است:

 
«الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلوهَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ» (بقره/ ۳)
«(پرهیزکاران) کسانى هستند که به غیب (آنچه از حس پوشیده و نهان است) ایمان مى‌آورند و نماز را برپا مى‌دارند و از آنچه روزى‌شان کرده‌ایم انفاق مى‌کنند.»

 
«غیب» مصدر فعل «غاب» و به معناى از دیده نهان شدن است؛ اما این واژه غالباً به معناى اسم فاعل خود؛ یعنى «غایب» به کار مى‌رود و منظور صرفا از دیده نهان شدن نیست، بلکه «مطلق نهان شدن از حواس» در آن منظور است.( ۳)

 

ایمان به ملائکه:

 

ایمان به ملائکه

 

یعنی ایمان به: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل، کراماً کاتبین -علیهم السلام-

«لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ الْمِلاَئِکَهِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِیین… ؛» (بقره/ ۱۷۷)
«نیکى (تنها) آن نیست که (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق و (یا) مغرب کنید، بلکه نیکى (و نیکوکار) کسى است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورده باشد. »

 
* نکته‌ی ‌مهم: این‌که متعلّقات ایمان تفکیک ناپذیر هستند،یعنی یا باید به همه ایمان داشت که دراین صورت مؤمن است و یا مؤمن نیست، چه به برخی ایمان بیاورد و یا اینکه اصلاً ایمان نیاورد. آیات قرآن کاملاً بر این مطلب دلالت می‌کنند که اگر چنانچه ایمان به هر یک از متعلّقات ایمان نفی شود، در پی آن ایمان به دیگر متعلّقات نیز نفی می‌شود.

 

ایمان به انبیاء و ائمه اطهار -سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین-:

 

ایمان به ارسال انبیا

 

که شامل همه انبیاء و پیامبران الهی –علیهما السلام- است.
از جمله: حضرت‌محمد، حضرت‌عیسی، حضرت‌موسی، حضرت‌ابراهیم، حضرت‌نوح، حضرت‌زکریا، حضرت‌یحیی، حضرت‌داوود، حضرت‌‌سلیمان، حضرت‌صالح، حضرت‌هود، حضرت‌شعیب، حضرت‌لوط، حضرت‌یعقوب،حضرت‌یوسف،حضرت‌إلیاس و حضرت آدم -علیهم السلام- .

 
«ءَامَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِّن رَّبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ ءَامَنَ بِاللهِ وَ مَلَائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لَانُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَ قَالُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ» (بقره / ۲۸۵)
«پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است؛ (و او، به تمام سخنان خود، کاملا مؤمن است) و همه‌ی مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می گویند:) «ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم)». و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی تو است.» »

 

ایمان به کتاب‌های الهی:

 

ایمان به کتاب های الهی

 

یعنی ایمان به: «زبور» حضرت داوود -علیه السلام- ، «صُحُف» حضرت ابراهیم -علیه السلام-، «تورات» حضرت موسی -علیه السلام-، «انجیل» حضرت عیسی -علیه السلام- و کتاب «قرآن» حضرت محمد -صلی الله علیه و آله و سلّم- که همه‌ی این‌ها جزء کتب الهی هستند.

 
«وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ؛» (بقره / ۴)
«و (پرهیزکاران) آنان که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده ایمان مى‌آورند و به جهان واپسین بى‌گمان باور دارند.»

 

 

ایمان به آیات‌ الهی (منظور آیت‌ها و نشانه‌های‌ الهی است):

 

ایمان به آیات الهی

 

در طول سالیان، اندیشمندان مسلمان و ادیان دیگر بر روی شقوق متعلقات ایمان، پژوهش‌هایی انجام داده‌اند اما آنچه از آن غفلت شده یا حداقل کمتر به آن پرداخته شده، متعلق هفتم یا آیات الهی است؛ باید به این نکته توجه کرد که ایمان به آیات الهی مقوله‌ای جدا از ایمان به آیه‌های قرآن است چرا که ایمان به آیه‌های قرآن در متعلق ایمان به کتاب ذکر شده است.
واژه ی «آیه» قدمتی بالغ بر چهارهزار سال دارد. ریشه‌ی آن به زبان آرامی می‌رسد و به معنی «اشاره» است؛ یعنی هر چیزی به حقیقتی اشاره دارد.
خداوند در قرآن می‌گوید:

 
«إنّ فِی السَّماواتِ وَ الأَرضِ لَأَیاتٍ لِلمُؤمِنینَ» (جاثیه/ ۳)
« بی شک در آسمان ها و زمین نشانه های (فراوانی) برای مؤمنان وجود دارد. »

 
و همین‌طور:

 
«و الَّذینَ هُم بِآیَاتِ رَبِّهِم یُؤمِنُونَ» (مؤمنون/ ۵۸)
«و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان می آورند.»

 
در یک جمله آیت را می توان این گونه تعریف کرد:
«آیت، نشانی حبس شده در شیء است.»

 

ایمان به آخرت:

 

ایمان به آخرت

 

از جمله شامل ایمان به: عاقبت -که شامل جزا: ثواب و عقاب، جنت و جهنم، عذاب و بئس المصیر و زقّوم-، محشر، معاد، قیامت، برزخ، موت و ساعت می‌شود.

بى‌تردید در نظام اعتقادى موحّدان، معاد جایگاه ویژه‌ای دارد و از این رو به عنوان یکى از متعلّقات ایمان است و در قرآن، پس از توحید، حدود یک سوم آیات قرآن به آن اختصاص دارد. معاد در شمار سه اصل محوری اعتقادات دینى ما قرار دارد؛ یعنى توحید و شناخت اوصاف خداوند، سپس تصدیق نبوّت عامّه و خاصّه و در نهایت اعتقاد به معاد.

از جمله آیاتى که در آن معاد به عنوان متعلّق ایمان ذکر شده است:

 

 

«إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصَارَى مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ» (مائده/ ۶۹)

«همانا کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئان و مسیحیان هر که به خدا و روز جزا ایمان آورد و کار نیک و شایسته کند نه بیمى بر آنان باشد و نه اندوهگین شوند.»

 

«وَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ أَحَدٍمِنْهُمْ أُولئِکَ سَوْفَ یُؤْتیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً» (نساء / ۱۵۲)

 

«إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُریدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً» (نساء / ۱۵۰)

 

منابع


۱٫ کتاب العین / ص۴۰؛ معجم مقاییس اللغه / ج۱ / ص۱۳۳ـ ۱۳۵؛ لسان العرب / ج۱ / ص۱۶۳ـ ۱۶۴؛ اقرب الموارد / ج۱ / ص۷۳.

۲٫ مسالک ‌الافهام ۵/ ۳۳۷ ـ ۳۳۸.
۳٫ راغب اصفهانى / مفردات القرآن / ص ۳۸۱.

نویسنده : حکیم(مدیرپایگاه) تاریخ ارسال : تیر ۱۶, ۱۳۹۳ برچست ها: : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : 23835 بازدید

چاپ