نشان مرکز اشاعه‌ایمان
آرم جمهوری اسلامی
نسخه آزمایشی

مُتَعَلَّقات ایمان از مَنظر آیت الله مصباح یزدی

 

آیت الله مصباح یزدی

 

یکى از مباحثى که در بررسى ایمان مطرح می‌شود، مبحث متعلّقات ایمان است و شایسته است که براى شناسایى متعلّقات ایمان توجّه کنیم که خداوند، در قرآن، متعلّقات ایمان را چگونه معرفى مى‌کند. در برخى از آیات قرآن، ایمان مطلق و بدون متعلّق ذکر شده است؛ از جمله آیه‌ی:

 

   «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَکَر أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیوهً طیِّبَهً؛» (نحل / ۹۷)

«هرکس از مرد و زن کارى نیک و شایسته کند در حالى که مؤمن باشد هر لحظه او را به زندگی پاک وخوشى زنده بداریم»

 

بعضی از افراد منحرف و مغرض، براى رسیدن به مقاصد خود، از این آیات سوءاستفاده کردند و آن‌ها را تأویل کردند و از طرف خود، متعلّق‌هایى را براى ایمان معرفى کردند. از جمله هدف را به عنوان متعلّق ایمان ذکر کرده و گفتند: منظور از ایمان که در قرآن روى آن تکیه شده، ایمان به هدف است و هر کس به هدف خود ایمان داشته باشد مصداق آن آیات خواهد بود. در زمینه‌ی هدف تلقی‌های مادى و نادرست کردند که با اعتقادات اصیل اسلامى ناسازگار بود.

در مقابل دسته‌ی اول از آیات قرآن، در پاره‌اى از آیات، متعلّق ایمان ذکر شده است و براى سد شدن مسیر سوء استفاده از آیات قرآن ضرورت دارد که به بررسى متعلّقات ایمان که قرآن به آن‌ها تصریح دارد بپردازیم:

 

۱. غیب

 

در قرآن حدود شصت بار واژه‌ی غیب به کار رفته که در تقابل با عالم شهادت و به معناى اَخبار و امور نهان است که خداوند از آن‌ها آگاه است و مستقیماً با انسان ارتباطى ندارد. در قرآن تنها در یک آیه غیب به عنوان متعلّق ایمان ذکر شده -اگرچه در سراسر قرآن فراوان ایمان به مصادیق غیب، از قبیل اللّه و ملایکه ذکر شده- است:

 

 «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلوهَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»   (بقره /۳ ) 

«(پرهیزکاران)کسانى هستند که به غیب (آنچه از حس پوشیده و نهان است) ایمان مى‌آورند و نماز را برپا مى‌دارند و از آنچه روزى‌شان کرده‌ایم انفاق مى‌کنند .»

 

* نکته: «غیب» مصدر فعل «غاب» و به معناى از دیده نهان شدن است؛ اما این واژه غالباً به معناى اسم فاعل خود؛ یعنى «غایب» به کار مى‌رود و مطلق نهان شدن از حواس در آن منظور است، نه فقط نهان بودن از دیده.

(راغب اصفهانى/ مفردات القرآن/ ص ۳۸۱)

 

۲. اللّه

 

در بسیارى از آیات، با تعابیر گوناگون، ایمان به الله ذکر شده است. بنابراین، قطعاً «الله» از متعلّقات ایمان، بلکه از نظر رتبه و درجه والاترین و مهم ترین متعلّق ایمان است که بدون اعتقاد به او، ایمان محقق نخواهد شد. در بسیارى از آیات، ایمان به اللّه همراه با ایمان به آخرت و رسالت و سایر متعلّقات ایمان ذکر شده است و در بعضی موارد مطلق و به تنهایى آمده است، از جمله آیه‌ی:

 

 

«وَ مَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یَعْمَلْ صَالِحاً یُدْخِلْهُ جَنَّات تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ»  (طلاق / ۱۱)

«و هر که به خدا ایمان آورد و کارشایسته کند، او را به بهشتهایى در آورد که از زیر آن‌ها جوىها روان است.»

 

ایمان به الله

 

 

۳. معاد

 

بى‌شک در نظام اعتقادى موحّدان، معاد جایگاه دارد و از این رو به عنوان یکى از متعلّقات ایمان ذکر شده و در قرآن، پس از توحید، توجه زیادى به آن شده و حدود یک سوم آیات قرآن به آن اختصاص یافته است. این توجه شایان با عنایت به نقش اساسى معاد است که در شمار سه اصل محورى اعتقادات دینى ما قرار دارد؛ یعنى توحید و شناخت اوصاف خداوند، سپس تصدیق نبوّت عامّه و خاصّه و در نهایت اعتقاد به معاد است.

از جمله آیاتى که در آن معاد به عنوان متعلّق ایمان ذکر شده است.

آیه‌ی ۶۹ از سوره مائده است:

 

«إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصَارَى مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»

« همانا کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئان و مسیحیان هر که به خدا و روز جزا ایمان آورد و کار نیک و شایسته کند نه بیمى بر آنان باشد و نه اندوهگین شوند.»

 

۴. رسالت

 

یکى از متعلّقات ایمان، رسالت است که در برخى از آیات قرآن بدان توجه شده است؛ از جمله آیه‌ی:

 

«فأَمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِىِّ الاُمِّىِّ الَّذِى یُؤْمِنُ بِاللِّهِ وَ کَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»  (اعراف / ۱۵۸)

«پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش، آن پیامبر درس ناخوانده‌اى که به خدا و سخنانش ایمان دارد و از او پیروى کنید تا هدایت شوید.»

 

۵. کتاب هاى آسمانى

 

  «وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالاَْخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ»  (بقره ۴ )

«و (پرهیزکاران) آنان که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده ایمان مى‌آورند و به جهان واپسین بى گمان یقین دارند.»

 

ایمان به کتب

 

۶. امامت

 

 «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللُّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذِینَ ءَامَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلوهَ وَ یُؤْتُؤنَ الزَّکَوهَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ» (مائده / ۵۵)

«همانا دوست و سرپرست شما خداست و پیامبرش و کسانى که ایمان آورده‌اند، آنان که نماز را برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند در حالى که در رکوع هستند.»

 

ائمه ی شیعه

 

 

بر اساس روایات فراوان و متواتر، حضرت على -علیه السلام-در مسجد و در حضور پیامبر و یارانش مشغول نماز بودند که نیازمندى به مسجد آمد و درخواست کمک کرد، اما پاسخى نشنید تا این‌که حضرت على -علیه السلام- در حال رکوع نماز دست خویش را به سوى آن فقیر دراز کردند و انگشتر خود را به او بخشید. چیزى نگذشت که فرشته‌ی وحى بر رسول خدا- صلى الله علیه وآله- نازل شد و آیه‌ی فوق را به ایشان ابلاغ کرد. در آن آیه خداوند هم از عمل ارزشمند حضرت على -علیه السلام-  ستایش مى‌کند و هم مؤمنان را به ایمان آوردن به آن حضرت و پذیرش امامت ایشان دعوت مى‌کند.

 

۷. ملائکه

 

«لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ الْمِلاَئِکَهِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِیین»  (بقره / ۱۷۷)

«نیکى (تنها) آن نیست که (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق و (یا) مغرب کنید، بلکه نیکى و نیکوکار کسى است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورده باشد.»

 

با بررسى مجموع آیاتى که در زمینه‌ی متعلّقات ایمان نازل شده، مى‌توان متعلّق‌هاى ایمان را در توحید، معاد و نبوّت ـ که اصول عقاید شناخته مى‌شوند ـ منحصر دانست و سایر متعلّقات را فرع آن‌ها و مرتبط با آن‌ها قلمداد کرد. چرا که با ایمان به نبوّت پیامبر -صلى الله علیه وآله-  و ایمان به قرآن، ایمان به کتب آسمانى پیشین که قرآن به حقانیّت آن‌ها اذعان دارد و نیز ایمان به امامت که در امتداد رسالت قرار دارد و قرآن و پیامبر به آن توصیه کرده‌اند، ضرورت مى‌یابد. در واقع، در ضمن ایمان به رسالت، ایمان به کتب آسمانى و امامت تحقق مى‌یابد. ملایکه نیز مستقلا متعلّق ایمان قرار نگرفته‌اند، بلکه ایمان به فرشتگان به معناى ایمان به این حقیقت است که فعل و تدبیر الهى و نزول وحى و کتب آسمانى بر پیامبران به واسطه‌ی فرشتگان صورت پذیرفته و آن‌ها وسایط فیض الهى‌ هستند.

 

ایمان به ملائکه

 

بنابراین، مى‌توان گفت که منظور از ایمان در قرآن، ایمان به سه اصل است که اساسى‌ترین آن‌ها ایمان به اللّه است که اگر این ایمان کامل و جامع باشد، ایمان به دو اصل دیگر را نیز پوشش مى‌دهد؛ چون خداوند ربِّ انسان است و به مقتضاى ربوبیّت او را هدایت مى‌کند و این هدایت بى‌شک از طریق وحى انجام می‌شود، پس ایمان به الله متضمّنِ ایمان به نبوّت نیز خواهد بود. چنان که عدل خداوند اقتضا مى‌کند که بین مؤمن و کافر، متّقى و فاسق فرق نهاده شود و هر کدام به پاداش مناسب با رفتار نیک خود و یا کیفر متناسب با کردار زشت و ناپسند خویش برسند و قطعاً اعطاى پاداش کافى به نیکوکاران و کیفر لازم به بزهکاران –فاسقان، مجرمان و.. – جز در قیامت ممکن نیست، پس ایمان به خدا و عدل او متضمّن ایمان به معاد نیز خواهد بود. (۱)

 


منبع داخل متن:

  آیت الله مصباح یزدى( اخلاق در قرآن، ج ۱، صص ۱۴۰ ـ۱۴۴)

کل مطلب برگرفته از : کتاب به سوی خود سازی از آیت الله مصباح یزدی، فصل دهم ص ۳۱۵ إلی ۳۱۹  

نویسنده : حکیم(مدیرپایگاه) تاریخ ارسال : تیر ۲۱, ۱۳۹۳ برچست ها: : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : 1375 بازدید

چاپ