نشان مرکز اشاعه‌ایمان
آرم جمهوری اسلامی
نسخه آزمایشی

نسبت شناسی ایمان از دیدگاه آیت‌الله سبحانی بخش اول

یکی از وظایف مهمّ «مرکز اشاعه‌ی ایمان» تبیین و روشن ساختن نسبت و رابطه‌ی میان ایمان با مصادیق و مفاهیم مختلف است، مقاله پیش‌رو که از فصل دوم کتاب «اندیشه اسلامی ۱» به قلم آیت‌الله جعفر سبحانی انتخاب شده، بخش اول از مقاله نسبت‌شناسی‌ها از دیدگاه ایشان است که به توضیح نسبت و روابط میان ایمان با مفاهیم معرفت و علم و عقل پرداخته و از این رهگذر در پی تبیین بیشتر معنا و مفهوم ایمان برآمده است؛ ایشان می‌گوید برای درک بهتر ایمان باید دانست رابطه‌ی میان «ایمان» و «معرفت» و «علم» و «عقل» و «اراده» و… کدام است؛ لذا توجه شما مخاطبان محترم را به آن جلب می‌کنیم:

 

ربی زدنی علماً



نسبت و رابطه «ایمان» با «معرفت» و «علم»
از دیدگاه قرآن، ایمان مبتنی بر معرفت و علم است؛ ولی چنین نیست که اگر معرفت و علم وجود یابد، ایمان نیز ضرورتاً وجود پیدا کند. چه‌بسا کسانی که علم و معرفت دارند؛ ولی ایمان ندارند. بدین‌سان، ایمان به معنای علم نیست، ولی مبتنی بر آن است؛ زیرا ایمان به آنچه نمی‌شناسیم، معنا ندارد.
قرآن از نمونه‌هایی یاد می‌کند که در آنجا علم هست؛ ولی ایمان نیست:
۱٫ هنگامی که قوم بنی اسرائیل معجزات روشن حضرت موسی -علیه السلام- را دیدند، به انکار برخاستند و گفتند: «این سحری آشکار است».

قرآن سپس می‌گوید:

 

«وَ جَحَدُوا بِها وَ استَیقَنَتها أنفُسُهُم ظُلماً وَ عُلُوًّا»(۱)
«و با آنکه دل‌هایشان بدان یقین داشت، از روی ظلم و تکبر آن را انکار کردند».

 

از این آیه به‌خوبی برمی‌آید که قوم بنی‌اسرائیل در همان حال که به معجزات حضرت موسی –علیه‌السلام- «معرفت» و «یقین» داشتند و می‌دانستند که این معجزات روشن از جانب خدا است و حضرت موسی -علیه السلام- نیز پیامبر آن خداست، به دلیل روحیه‌ی برتری‌جویی و ستمکاری، آنها را انکار می‌کردند.
۲٫ شیطان با این‌که از عظمت خدا، آگاه بود و هزاران سال بندگی خدا می‌کرد، سرانجام ایمان خود را از دست داده و راه کفر و عناد پیشه کرد و به «اغواگری» مردم پرداخت.
از سوی دیگر، قرآن، ایمان را مبتنی بر معرفت می‌داند و بدین‌سان، از دیدگاه قرآنی ایمان بدون معرفت، اجر و ارجی ندارد. آیه‌ی شریف زیر از این حقیقت پرده برمی‌دارد:

 

«در دین «اجبار» و «اکراه» وجود ندارد و خداوند راه درست را از راه انحرافی، روشن کرده است، بنابراین، کسی به طاغوت -بت و شیطان و هر موجود طغیان‌گر- کافر شود و به خدا ایمان آورد، به رشته‌ی محکم و استواری چنگ زده است»(۲)

 

موضوع کفر و ایمان در این آیه بعد از تبیین و شناخت راه درست از باطل مطرح شده است؛ یعنی ایمان بدون شناخت میسر نیست.
بنابر آیه‌ای دیگر، «خشیت الهی» که از لوازم ایمان است، ناشی از علم و آگاهی به خداوند است:

 

«از میان بندگان خدا، تنها عالمان از او می‌هراسند»(۳)

 

در اسلام، ایمان مبتنی بر شناخت و معرفت است؛ ولی در مسیحیت، انسان باید نخست ایمان بیاورد تا بفهمد نه این‌که نخست بفهمد و سپس ایمان بیاورد.

 

آیت الله سبحانی

 

نسبت و رابطه‌ی میان «ایمان» و «عقل»

از دیدگاه اسلام، ایمان دینی، منافات با عقل ندارد و در حوزه‌ی فلسفه‌ی دین، هنگامی که بحث ایمان و عقل مطرح می‌شود منظور از آن بحث، رابطه‌ی ایمان و عقل است که به جهت اهمیّت، مختصراً به آن اشاره می‌کنیم.
اسلام معتقد است که عقل و دین دو موهبت الهی است که خداوند به بشر ارزانی داشته است و آدمی با عقل و دین می‌تواند به سعادت جاودانه برسد. عقل، دین را و دین، عقل را تأیید می‌کند؛ برای روشن ساختن این حقیقت جای دارد به برخی آیات و روایات در باب عقل اشاره کنیم:
قران مجید نزول قرآن را برای تعقل می‌داند:

 

«ما قرآن را به زبان عربی نازل کردیم؛ شاید تعقل کنید»(۴)

 

در آیه‌ای دیگر، بدترین جانوران را کسانی می‌داند که تعقل نمی‌ورزند:

 

«إنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَاللهِ الصُّمُّ البُکمُ الَّذِینَ لا یَعقِلُونَ» (۵)
«بدترین جنبندگان نزد کسانی هستند که کر و لال‌اند و اصلاً تعقل نمی‌کنند.»

 

در آیه‌ای دیگر می‌گوید:

 

«وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ» (۶)
«آنگاه گویند که اگر ما سخن انبیا را شنیده بودیم یا به دستور عقل رفتار می‌کردیم، امروز از دوزخیان نبودیم.»

 

در آیه‌ی دیگر، افرادی را که بدون تعقل از پدران خود پیروی می‌کردند، نکوهش می‌کند:

 

«وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ»(۷)
«و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید» می‌گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می‌کنیم» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند، باز از آنها پیروی خواهند کرد؟»

 

روایات اسلامی نیز اهمیّت فراوانی به عقل و تعقل می‌دهند، به گونه‌ای که عقل را حجت باطنی و راهنمای مؤمن می‌دانند.

 

۱٫ امام کاظم -علیه السلام- به هشام می‌گوید:
«یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ: حُجَّهً ظَاهِرَهً وَ حُجَّۀُ بَاطِنَهً فَأَمَّا الظَّاهِرَهُ فَالرُّسُولُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّهُ عَلَیهِم السَّلامُ وَ أَمَّا الْبَاطِنَهُ فَالْعُقُولُ»(۸) ‏
«خداوند بر مردم دو حجت دارد: حجت آشکار و ظاهری و حجت باطنی. حجت آشکار، رسولان و انبیا و امامان هستند و اما حجت باطنی، عقل‌ها هستند»

 

۲٫ امام صادق -علیه السلام- می‌گوید:
«اَلعَقلُ دَلیلُ المُؤمِنِ»(۹)
«عقل راهنمای مؤمن است.»

 

همچنین در روایتی دیگر می‌گویند:

«هر کس عاقل است، دین دارد و کسی که دین دارد به بهشت می‌رود.»(۱۰)

 

فکر کردن Think

 

از این آیات و روایات به‌خوبی برمی‌آید که اسلام اهمیت فراوانی به عقل و خردورزی داده است. همچنین، گزینش دین و پیروی از آن نیز به‌وسیله‌ی عقل صورت می‌گیرد. با عقل و استدلال عقلانی است که آدمی پیروی از دین را سعادت‌بخش می‌داند. به نظر نمی‌رسد که هیچ فرقه‌ی اسلامی عقل را به کلی انکار کرده باشد. اختلاف فقط در قلمرو و حیطه‌ی کارکرد عقل است. بنابراین، متدیّنان از هر مسلک و مرامی به درجات گوناگون از عقل بهره می‌برند؛ ولی برخی از آنها بیشتر و برخی کمتر. ناگفته نماند پیروی از عقل با بسنده کردن به خرد و دست از وحی برداشتن و به اصطلاح «عقلانیت منهای وحی» فرق دارد.

در بخش دوم از مقاله‌ی دو بخشی نسبت شناسی ایمان از دیدگاه آیت الله جعفر سبحانی به نسبت و رابطه میان ایمان با عمل و اختیار پرداخته خواهد شد. إن‌شاء‌الله…


 منابع:

۱ . نمل (۲۷) : ۱۴
۲ . بقره (۲): ۲۵۶
۳ . فاطر (۳۵): ۲۵
۴ . یوسف (۱۲): ۲٫
۵ .انفال (۸): ۲۲٫
۶ .ملک (۶۷): ۱۰٫
۷ . بقره (۲): ۱۷۰٫
۸ . کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۱۶٫
۹ .کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵
۱۰ .همان، ص ۱۱٫

نویسنده : حکیم(مدیرپایگاه) تاریخ ارسال : مرداد ۱۴, ۱۳۹۳ برچست ها: : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : : 1793 بازدید

چاپ