ایمان مستقر و مستودع به طور خلاصه

  

  

ایمان در قلوب مؤمنین به دو صورت نهاده­ می‌­شود؛ زیرا هرکسی که اقرار به ایمان کند در ایمان ثابت قدم نیست. قرآن نیز به این مطلب هشدار داده که به صِرف اقرار به ایمان، ثبات قدم در این راه ثابت نمی­‌شود؛ بلکه قبولی در امتحان نیز از لوازم ایمان است و هر کس که از این مرحله بگذرد و قبول شود راست گفته است، ولی کسی که در این مرحله لغزش کند، ایمان او از بین می­‌رود و در اقرار به ایمان راست‌‎گو نبوده­ است و علت امتحان از مؤمنین نیز این است که مؤمنِ راست‌گو، از بی‌­ایمانِ دروغ‌گو شناخته شود که مورد اشاره آیه شریفه نیز می­‌باشد:

 

«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ (2) وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ (3)» (عنکبوت / 2و3)

 

به همین دلیل در آیه شریفه

 

«و هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ….» (انعام / 98)

 

و روایات، ایمان در برخی مؤمنین مستقر و ثابت معرفی شده ولی در برخی دیگر ثبات ندارد بلکه عاریه­‌ای (مستودع) است که روزی در یک فتنه و یا امتحان و لغزش‌گاه از قلب صاحبش خارج می­‌شود. خداوند در قرآن می‌­فرماید:

 

«قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ» (طه / 85)

«ما قوم موسی را امتحان کردیم و سامری توانست ایمان ایشان را از بین ببرد و گوساله پرست شوند»

 

در روایات نیز به شخصی چون زبیر تصریح شده که زمانی از ولایت امیرالمومنین علی -علیه‌السلام- دفاع می‌­نمود اما بعد از سالیان طولانی به فتنه جمل دچار شد و نتوانست ایمان خود را نگه دارد. [1] در روایات علامت کسی که ایمانش ودیعه­‌ای (مستودع) است به این صورت بیان شده که عمل وی مطابق گفتارش نیست. یعنی در عمل مخالف علم و گفتار صحیح خود رفتار می­‌کند،[2] لذا برای در امان ماندن از ودیعه بودن ایمان به ادعیه خاص و تکرار شهادتین و اقرار به عقاید حقه سفارش شده‌­ایم.[3]

 

 

در واقع سرشت برخی مومنین با ایمان آمیخته­ است اما برای برخی مومنین این‌گونه نیست و ممکن است در حوادث و امتحانات، ایمان خود را از دست بدهند؛[4] چنان‌که روزگاری که عصر شبهه باشد، ایمان بسیار متزلزل است و ممکن است کسی در روز با ایمان باشد ولی شب ایمان خود را از دست داده باشد و بالعکس،[5]  به همین دلیل این دسته از مؤمنین باید با دعاء و درخواست از خدا برای اینکه ایمان ایشان را نگه دارد، برای حفظ ایمان خود کوشا باشند.[6]

بطورکلی منافقینی چون طلحه و زبیر و عناصر اصلی در انحراف مذهبی مانند سران واقفه و غلات همگی از کسانی هستند که روزی ایمان در قلوب ایشان بوده اما ایشان نتوانستند ایمان خود را حفظ کنند[7] و از جمله امتحان‌هایی که برای مؤمن در این زمینه صورت می­‌گیرد، لحظه مرگ است که انسان مؤمن باید با دعا و عمل به دستورات خدا از این مرحله نیز بگذرد تا شیطان نتواند او را در آن لحظه، بی ایمان کند. در اسناد دینی به این مرحله «عدیله عند الموت» یعنی برگشتن از حق در هنگام مرگ، گفته ­می­‌شود و از آن باید به خدا پناه برد و از او مدد جست؛ چنانکه امام صادق-علیه السلام- در سجده از این امتحان به خدا پناه می‌­بردند. [8]

 

 

 

پی‌نوشت


 [1]. مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج 66، ص 223.
[2]. كلينى، محمد بن يعقوب؛ الكافي، پیشین، ج2، ص420.
[3]. عاملی، شیخ حر؛ پیشین،  ج6، ص463.
[4]. كلينى، محمد بن يعقوب؛ الكافي، پیشین، ج2، ص 419.
[5]. مجلسي، محمد باقر؛ پیشین،  ج66، ص 226.
[6]. كلينى، محمد بن يعقوب؛ الكافي، پیشین، ج2، ص419.
[7]. مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج 66 ،ص222و 223.
[8]. ابن طاوس، علی بن موسی؛ إقبال‏الأعمال، تهران ، دارالکتب الاسلامیة،1367ش ، ص 632و  مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج48، ص 304  – اللهم إني أعوذ بك من العديلة عند الموت.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *